برگ دیگر بر تاریخ ادبیات جهان


برگ دیگر بر تاریخ ادبیات جهان



با تکیه برگفتار سخنوران، نویسند گان و دانشمندان پیشگام زبان، فرهنگ و ادبیات جهان و بویژه سرزمین های تمدن خیز چون آریانای کُهن، یونان و مصرباستان: 
                      که آثارانسانی و نخستین تمدن ها درکرانه های رودخانه ها پدیدار شده که امکان رفت و آمد وهم آب شیرین وکشت ورزی در آن امکان پزیر بوده است. به گفتۀ سخنور بزرگ ما فردوسی توسی:
هرکجا چشمه ای بود شیرین        مردم و مرغ ومور گرد آیند

و در این آمد وشد و گردهمآیی و در کنار هم و زیستن با هم، زیستگاه های برای زندگی اجتماعی بوجود آوردند و شکل پذیری خانواده، تیره وعشیره را بنا نهادند.

           در شرایط بوجود آمده انسان از زبان گفتاری که راحت ترین ابزار ارتباط بین آدم ها بوده استفاده کرده،  داد و ستد نموده و از برخورد گفتاری وکرداری آنها  فرهنگ بوجود آمده است.

زبان و درپی آن ادبیات که از پدیده های فرهنگ است، ابزار ارتباط و گسترش ادبی به گونه ی داده های سینه به سینه شده و طی هزاران سال  با این روش اسطوره ها پدید آمده اند و تاریخ بشری شکل پذیرفته است.

     تاریخ حیات بشر را، از زمان پیدایش خط دانسته اند و پیش از آن را، پیش از تاریخ نامیده اند. انسان، با آنچه گفته آمدیم چندین هزار سال در یک همبودگاه زیسته، فکر کرده، خیال پردازی نموده و به شیوه های گوناگون عشق ورزیده شعر سروده و به تاریخچه ای پیش از تاریخ خود راه پوييده تا به ما رسیده است بی آنکه در جای ثبت شود، تا پیدایش خط.

          انچه ما از انسان های پیش از تاریخ می دانیم بسیار اندک است و بیشترین آن از حدس وگمان های باستان شناسی و کاوشگری و روانکاوی بوده است. کوتاه سخن آنکه آنچه از انسان های پیش از تاریخ می دانیم از دیدگاه ادبیات بسیار اندک ولی لطیف، زیبا و خیال انگیز است و انچه از ادبیات بعد از پیدایش خط بجا مانده حدود پنج تا شش هزار سال، در برابر عمر انسان و تاریخ بشری بسیار ناچیز. اما همین اندک حجمی است بسیار گسترده و متنوع و درخور ستایش.

         نگرش ما به زبان وادبیات از دیدگاه زیربنای اجتماعی در درازنای تاریخ بشری برمی گردد به فراز وفرود های تاریخ انسانی و تآثیر گزاری شرایط ویژۀ، بُحرانی و عادی جامعه انسانی و بینش و نگرش و آزادی محیط زیست آنها نسبت به یکدیگر و آفرینش آثار، سروده ها و عملکرد های فرهنگی بجا مانده.

         برای ارزیابی دوره های ادبی و اشتراکات ادبی جهان، زمان زیادی لازم است تا درآن بحث و گفتگو نمود.
 برای نمونه آشنایی ما با مردمان سومر، بابل و آشور توری که گفته آمدیم برمی گردد به کاوشگری های زیست محیطی و باستانشناسی.
 سومری ها، قدیمی ترین مردمانی بوده اند که نُه سده پیش از میلاد در سرزمینی که به کلده معروف بوده می زیستند و این ها سه هزار سال پیش از میلاد دارای تمدن بودند، بابل مرکز این تمدن بوده و خط میخی اختراع سومری هاست.

         در بابل سلسله ای پادشاهی بوجود آمد که  معروف ترین پادشاه سلسله نخست آن حمورابی است که به وضع قوانین پرداخت، قانون نامۀ حمورابی درکاوش های شوش بدست آمده که پایه ی تمدن سومر و افسانه ها و اسطوره های سومری را بیان می دارد، (قانون نامه حمورابی در موزه لندن نگهداری می شود).

            هنر نوشتن در بین سومریان از شگفت انگیزترین نشانه های تمدن است، نوشته های نخستین بدست آمده روی سنگ، تاریخ آن را به بیش از سه هزار وششصد ق.م و نوشته های لوح گلی به حدود سه هزار و دوصد ق.م مربوط می شود. فاصله میان پیدایش خط وپیدایش ادبیات زمان زیادی را درنوردیده است.

     در بین آثار بدست آمده از کاوش های باستانی، دوازده لوح شکسته از کتابخانه آشوربانی پال می باشد که در موزه بریتانیا نگهداری می شود. این لوحه ها یکی از برجسته ترین حماسه ها و زیبا ترین و شگفت انگیز ترین منظومه ها را در بر دارد. داستان توفان بابل و حماسه گلگمش از جمله اسطوره های است که مورد توجه ادیبان، تاریخ نویسان و اسطوره شناسان قرارگرفته است.
..............................
بخش دوم



مصر ـ هند و چین

مصر یکی از کهن ترین سرزمین های تمدن بشری بوده است با پیشینه ده هزار ساله تن آسوده بر ساحل مدیترانه  و بر خوردار از شاهرگ حیاتی نیل.
آثار بدست آمده از کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که تمدن مصری آرام آرام از دیرینه سنگی به نو سنگی و به عصر آهن رسیده است. آثار بجا مانده از مصر کُهن به خط مقدس یعنی خط هیروگلیف است. این آثار بیشتر بر روی دیوار اهرام یا درون آن هاست. برگور یکی از کاهنان دولت، عنوان منشی کتابخانه نقش بسته است، منظور از کتابخانه محلی است که کتاب ها به صورت منطقی و مشخص برای مطالعه چیده شده است. در یکی از این کتابخانه ها که تاریخ آن به ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد می رسد، قدیم ترین شکل قصه ی سندباد بحری دیده شده است. در داستان دیگری از یک کارمند دولت به نام سینوحه نام برده شده است و سرگذشت او نوشته شده است

              ادبیات مصر مانند سایر اشکال ادبی در خدمت دین بود و اعتراض پرشور مصریان را حتا گویاتر از تندیسگری نشان می داد. نوشته های  اهرام، تابوت ها و کتاب مردگان  شامل نیایش ها، سرود ها، وردها و افسون های بسیار است.
 شعر آخناتن  ( Axenaten ) که بر دیوار آرامگاهش نوشته شده است یکی از نمونه های ادبی آن روزگار است. اندرز های پتاح حوتپ ( Ptahhotep ) وزیر فرعون که متعلق به ۲۸۰۰ سال پیش از مسیح است، در باره ی و ظایف انسان در برابر همنوعان است و یکی از برجسته ترین و نخستین سند های است که به دست ما رسیده است.
قصه های عامیانه ای از آن ها بر جای مانده، مانند: شاهزاده ی محکوم، قصه های جادوگران و همسر فوتیفار ( در روایت های دینی زلیخا نامیده شده است ).
نمونه شعر

 من نخستین خواهر توام،
و تو برای من همچون گلشنی هستی
که من، در آن، گلها
و گیاههای معطر را کاشته ام.
و من قنات آبی به این باغ آورده ام
که، چون باد سرد شمال بوزد،
دستت را در آن بگذاری.
و این جای زیبایی است که در آن با هم گردش می کنیم،
و چون دست تو در دست من جای دارد،
هر دو فکر می کنیم و هر دو خرم دلیم،
از آن جهت که با هم راه می رویم.
شنیدن صوت تو مرا مست می کند،
و زندگی من، همه، بسته به گوش دادن به سخنان توست.
دیدن روی تو
برای من بهتر از خوردن و آشامیدن است.

 ادبیات هند
 ادبیات هند تقریبا گره خورده با ادبیات آریا ها خوانده شده است. هندیان آریا های مهاجری بودند که از سرزمین های شمال بدان منطقه آمده بودند. پیش از ورود آریا ها،  تیره و عشیره های متعدد و متفاوت از سفید و سیاه و زرد پوست با باور ها و افکار گوناگون در این سرزمین می زیسته اند و آداب و رسوم خود را اجرا می کردند.
              آریا ها حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد وارد هند شدند و نظام طبقاتی را در هند پدید آوردند. وقتی هند از دوره پیش از تاریخ قدم به دوره ی تاریخ گذاشت از تمدن برخوردار بود. آریا های خو کرده با بومیان به تدوین کتاب های دینی سرگرم شدند. « ودا » ها حاصل آن روزگار است.

آیین بودا در هند پدید آمد. بودا یک شخصیت تاریخی بود که ۵۶۳ سال پیش از میلاد زاده شد و ۴۸۳ فوت کرد. سد هارته  نام کودکیش بود، گوتمه نام طایفه، ساکیه مونی نام مرتاضی و بودا نام ربانیش. آموزه های دینی او چون ساده بود، گسترش یافت. خارج از هند طرفداران و پیروان بسیار یافت. او همه خدایان را نفی کرد و بهترین راه رستگاری را خدمت به خلق و نیکوکاری می دانست.
       ادبیات هند دامنه دار ترین ادبیات منطقه است. سرود های ودا و مباحث فلسفی اوپانیشاد ها و حماسه ها و سروده های  رامایانا و مهابهارراتا به وسعت و غنای ادبیات هند افزوده است. ودا ها از ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد به بعد سروده شده  و مجموعه ی چهار کتاب است به زبان سانسکریت، کهن ترین زبان آریا های مهاجر هند:
          ـ ریگ ودا  Rigveda ـ     سم ودا  Samaveda ـ      یاجورودا  Yajurveda ـ     آتر ودا  Athara veda ـ
کتاب دیگر آیین هندیان اوپانیشادها است. کتابی در باب اندیشه های فلسفی در باره ی مایا Maya « جهان موهوم » و نیروانا « فنا شدن در ذات هستی ».

کتاب کُهن غیر مذهبی هندی ها پنجه تنتره(۱)( = پنج کتاب ) است، حاوی قصه های آموزشی به زبان سانسکریت و از زبان حیوانات. این کتاب را برزویه ی طبیب، در زمان انوشیروان به   پارسی پهلوی برگرداند ونام کلیلک و دمنگ را به آن داد و باب ها و حکایت های بر آن افزود. ( در روایات سنتی او را مولف کتاب می دانند ) و بعد تر عبدالله بن مقفع آن را از پهلوی به عربی  و در زمان سامانیان پدر شعر پارسی رودکی سمرقندی آن را به نظم در آورد و  نصرالله منشی  از عربی به فارسی برگرداندند. تا کنون این کتاب چندین بار به زبان های گوناگون برگردانده شده است.

ادبیات چین 

تاریخ چین را به عصر پارینه سنگی و پیش از آن  رسانده اند. وجود رودخانه های هوانگ هو، یانگ تسه وسی، امکانات کشاورزی را برای انسان های نخستین ساکن در چین فراهم کرده است.
تاریخ چین، با افسانه توأم شده است. آن چه هست از ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد چین از تمدن و امپراتوری برخورداربوده است. دین و آیین های گوناگون در چین وجود داشته است.
        تائوئیسم آیینی بود که شخصی بنام لائوتسه، بنیان نهاده و تبلیغ کرده است. کنفوسیوس، دانشمندی از مردم شمال چین، نخست در مدرسه به تدریس آیین خود پرداخت. او که پانصد سال پیش از مسیح می زیست، به قوای ماورای طبیعت و نیز به جادو اعتقادی نداشت. او بیشتر به اخلاق و خوی رفتار پسندیده توجه داشت. فلسفه لائوتسه و کنفوسیوس و بودا از جمله باور های مردم چین است. 
     ادبیات چین،  در واقع ادبیاتی اشرافی است و از به کار بردن لحن عامیانه گریزان است.  شعر در  دوران امپراتوری تانگ ( ۶۱۸ تا ۹۰۷ م ) از رونق و اعتباری ویژه برخوردار است. در این دوره علاوه برظهور شاعران متعدد، در زمینه ی  انواع شعر و قالب های آن شکوفایی پدید آمده است.
در این دوره شاعرانی نظیر لی پو Li - Po و تو فو Toufou در چین ظهور کرده و به شعر چین رونق بخشیده اند. بنیان گذار نثر جدید چین را هان یو Hanyu می دانند. او به کنفوسیوس وفادار بود و همت خود را صرف گسترش آثار و آموزش های کنفوسیوس کرد.
         از اواخر قرن نوزدهم، چین با ادبیات غرب آشنا شد و آشنایی با نویسندگان و ادیبان موجب تحول چین نیز شد. شعر و رمان و نمایشنامه رونق گرفت و در حقیقت دگرگونی عمیقی در ادب چین روی داد و موجب پدید آمدن انقلاب ادبی شد.


برگرفته از:  تاریخ ادبیات جهان  غلام حسین ده بزرگی (۱) ابن ندیم در الفهرست
............................
بخش سوم

تاریخ اروپا   یونان   و  روم
       یونان
یونان بین سال های (۱۸۰۰ تا ۳۰۰ ق.م) از فراز و نشیب های فراوانی بر خوردار بود و حوادث بیشماری را پُشت سر گذاشت. اساطیر و حماسه های یونان کُهن در این سال ها شکل گرفت. گروه های اجتماعی یونان از اشراف و آزادگان و بردگان تشکیل می شد. آزادگان پیشه وران بودند که از حقوق شهروندی برخوردار بودند. ثروت و حکومت در اختیار اشراف. سغل اصلی مردم، دامداری و کشاورزی بود. برگزاری جشن و سرود خوانی و عشرت و مسابقه و نمایش های قهرمانی، مورد توجه مردم بود. ورزش و مسابقه های ورزشی رونق فراوان داشت. مسابقات المپیک از جمله سرگرمی های جدی یونانیان بشمار می رفت. نخستین المپیک در سال ( ۷۷۶ ق.م ) برگزار گردید.

       یونانیان خدایان زیادی را پرستش می کردند که گاه نیز هم ردیف انسان بودند و به اساطیر و افسانه های شگفت انگیز علاقه نشان می دادند. این اساطیر را با آب و تاب فراوان که حاوی شکست ها و پیروزی هایشان بود، سینه به سینه باز گو می کردند تا نهایت به هومر رسید.
هومر  
از زندگی هومر که شاید در (۸۵۰ ق.م) می زیسته آگاهی زیادی در دست نیست. هومر را سراینده ی دو اثر بزرگ و جاودان ایلیاد و اودیسه می دانند. در باره او و این دو اثر سخن فراوان گفته شده است. ایلیاد و اودیسه، مجموعه سرودهایی است پیرامون جنگ های یونانیان در دولت شهرها و حضور خدایان و نیمه خدایان در این پیکار ها.
در مورد این دو اثر در فصل دیگر به پژوهش خواهیم نشست.
در میانه ی سده های هشتم تا پنجم قبل از میلاد، تحولاتی در یونان پدید آمد که این سرزمین را به سمت تمدن درخشان آینده سوق داد، ادبیات اشکال گوناگون بخود گرفت ادبیات حماسی پهلوانی جای خود را به ادبیات احساساتی داد (سایفو Sappho) و ( پیندار Penndar)  ادیبان معروف این دوره اند.

                   بین سال های ( ۴۸۴ تا ۳۲۲ ق.م ) بزرگانی در عرصه های گوناگون ادبیات، تاریخ و فلسفه در یونان زندگی کردند که تا روزگار امروز جهان ما به اندیشه و خرد آن ها افتخار می کند. بزرگانی مانند ( هرودوت Herodotus، توسیدید Thusydides و گزنفون Xenephon ) در تاریخ ، ( اشیلAescylus، سوفوکلSophocles، اوری پید Euripides و آریستوفان Aristophanes ) در نمایشنامه نویسی، ( افلاتون Plato و ارستو Aristotols ) در فلسفه، در جهان زیسته اند و دانش و فرهنگ و ادب را بارور ساخته اند. افلاتون و ارستو در باره ی ادبیات و شعر و شاعری اظهار نظر های بحث انگیزی کرده اند.

         افلاتون عقیده داشت که شاعران خودآگاه نیستند و از عالم خارج به آن ها الهام می شود و آن ها از طبیعت تقلید (Mimesis) می کنند. در جمهوری او که به مدینه فاضله تعبیر شده، شاعران جایی ندارند و باید آنان را از شهر بیرون کرد.
        ارستو، دیدگاه دیگری دارد. او باور داشت که شاعر تقلید نمی کند بلکه طبیعت را باز سازی می کند. در کتابی که به نام فن شعر نوشته است به تبیین نظر خود پرداخته و نشان داده است که منظور از تقلید، باز سازی است.
در نمایشنامه نویسی  سبک های تراژیدی و کمدی پدیدار شد. اشیل و سوفوکل از جمله نمایشنامه نویسان تراژیدی و آریستو فانس را یکی از بزرگان کمدی نویس می دانند. 

اگرچه خانه ام هیچگاه عطر تنت را به خود نگرفت …
    آینه هایم جای ِ پای نقش خنده هایت نبود …
    دستهایم با راه باریکه های موی ِ تو آشنا نشد …
    درب خانه ام به انتظار ضرب گرفتن انگشتانت پوسید …
    اما … اما نوشته هایم از سایه به تو شبیه تر است …
    شاید برای همین است که تو سایه نداری …    


روم
در (۱۵۰۰) سال پیش از میلاد مردمی که از نواحی شرقی به سرزمینی که امروز ایتالیا نامیده می شود، آمده بودند و به کار کشاورزی و باغداری سرگرم شدند. از حدود (۱۰۰۰) سال پیش از میلاد نشانه های خانه سازی و به ویژه شهر سازی در آن جا دیده شده است.

ادبیات روم از قرن سوم پیش از میلاد آغاز شده اما تا سال( ۱۴۶ ق.م) که یونان سقوط کرد و زیر نفوذ و سلطه ی روم در آمد، ادبیات قابل بحثی در روم پدید نیامده است. تحت تأثیر یونان و ادبیات آن بود که روم توانست از لحاظ ادبیات هم، مانند نفوذ سیاسی، در سرزمین اروپا و در میان اقوام وحشی آن روزگار به ادب و فرهنگ هم توجه کند.
پیش از سقوط یونان، در ادبیات روم  شعر های طنز آمیز و آواز برای جشن ها معمول بود، هرچند از این دست ادبیات نمونه هایی باقی مانده است، اما هیچ کدام قابل بحث نیستند. تاریخ ادبیات روم از نمایشنامه نویسانی چون لیویوس ـ اینوس ـ پلاو توس  و طنز نویسانی از جمله لوسیلیوس  و فیلسوفانی مانند لوکرنیوس و حتا سرایندگان اشعار غنایی از جمله کاتولوس و سخنرانی به نام سیسرو نام برد  که گاه تحت تأثیر ادبیات یونان هم بوده اند. سیسرو از مهم ترین بنیان گذاران نقدادبی در روم باستان  بود. از سیسرو ۵۷ خطابه و حدود ۸۰۰ نامه به یادگار باقی مانده است كه ضمن مكالماتی دل انگیز تاریخ زبان رومی را به اختصار بازگفته و قواعد انشاء نثر و آیین نگارش این زبان را تنظیم و تدوین كرده است. سیسرو در دوره ی اوج نثر لاتینی می زیست و خود به كمك جاذبه ی شورانگیز و پر لطف كلام خویش بر این اوج ارتقایی قابل توجه بخشید.
ولی آثار عمیق ادبی و قابل بحث مربوط به دوره بعدی یعنی دوره ای است که ادبیات یونان سایه گستر ادب روم شده است.
         پس از سقوط یونان، شاعران و فرهنگیان و فرهیختگان یونانی، به روم رفتند و کتاب ها و آثار یونانی را با خود بردند و در فضای تازه شکوفا شده ی روم به کار ادبی پرداختند. فرهنگ یونان و روم در هم آمیخت، ادبیات هر دو سرزمین به هم پیوند خورد، اساطیر یونانی تا اندازه ی با اساطیر رومی یکی شد.
در دوران حکومت آوگوستوس که صلح و امنیت برقرار بود، زمینه های برای رُشد ادبیات پدید آمد ثروتمندان حامی ادبیات شدند. چهره درخشان این دوره ویرژیل است.
        داستان نویسی نیز در ادبیات روم در آغاز متأثر از یونان بود. در بسیاری از داستان ها به زن توجهی نمی شد و شخصیت زن مورد عشق و احترام قرار نمی گرفت.  کتاب «هنرعشق»  (Ovid اوید   ۴۳ـ ۸   قبل و بعد از میلاد) هم که هنر عشق ورزیدن به زنان را به مردان می آموخت مورد توجه قرار نگرفت و در تمام دوران سده های میانه در اروپا، زنان از ارزش و مقامی که باید دارا باشند محروم بودند.

ادبیات روم پس از یک دوره ی شکوهمند رو به زوال گرایید . زوال ادبیات از نظر کیفی و کمی صورت گرفت. شاعران از ترس تعقیب و محاکمه به خود سانسوری دچار شدند و نویسندگان نیز بیشتر به مطالب معمولی و عادی پرداختند و طنز و تفنن را سر لوحه کارخود قرار دادند.
طنز های مانند ساتریکون از پترونیوس حماسه های مانند فارسالیا و آثاری در زمینه های تاریخ، فلسفه، اخلاق و زندگینامه در این دوره پدید آمده است.
...............................
بخش چهارم


اروپا    
در    سده های میانه


با برچیده شدن امپراتوری روم غربی به سال (۴۷۶) میلادی، سده های میانه (قرون وسطا) آغاز می یابد و هزار سال به درازا می انجامد. در سال (۱۴۵۳)  که قسطنطنیه (استامبول امروز)به دست سلطان محمد فاتح واژگون شد، روم شرقی هم از میان رفت. دوره ی جدیدی آغاز شد که آن را عصر نوزایی (رنسانس ) نامیده اند. یاد کرد این تاریخ ها بیانگر محدوده ی زمانی است برای نشان دادن و شناخت دو دوره ی تاریخی که اثر گذار بوده است بر تاریخ سیاسی و ادبی اروپا.

          اصطلاح عصر نوزایی (رنسانس) و قرون وسطا (سده های میانه) را اومانیست ها «Humanist» یا هومانیست ها (خرد گرایان و انسان باوران) برای نخستین بار بکار بردند و آن هم به سبب دلبستگی که به یونان باستان داشتند، حد فاصل زمان خود با دوران باستان را قرون وسطا خواندند و عصر خودشان را رنسانس نامیدند.
در درازای سده های میانه، اروپا حوادث بسیاری را پشت سر گذاشت. پیش از دین مسیح، در اروپا آیین های گوناگون وجود داشت. پرستش خدایان و نیمه خدایان، پرستش عوامل طبیعت و فراورده های طبیعت مرسوم بود. اساطیر یونان در اروپا گسترده بود و شاعران و نویسندگان تحت تأثیر آن بودند. پیدایش عیسی مسیح در فلسطین بود. یهودیه جلیل و ناصریه مراکز رفت و آمد و موعظه او بود.
      کنستانتین در سال (۳۲۵) میلادی به مسیحیت گروید و دین مسیح را رسمیت داد و امپراتوری ر ُم مرکز رشد مسیحیت شد. امپراتوری روم شرقی از آغاز سده پنجم از امپراتوری روم غربی جدا شد و با نام امپراتوری بیزانس راه و شیوه ای جدید در پیش گرفت و هزار سال دوام آورد.
کلیسای کاتولیک که مرکز آن در ر ُم غربی بود بتدریج ژرمن ها، استروگوت ها، انگلوساکسن ها، ویزیگوت ها، بورگند ها، اندال ها و لمبارد ها را به مسیحیت کشانید.
        انجیل های چهارگانه، از جانب چهار تن از حواریون مسیح نویشته شد. (این انجیل ها حاوی زندگینامه و درس های مسیح است. انجیل متا برای هدایت یهودیان نوشته شد و لحن یهودی دارد. انجیل مرقس بیان آرای پترس است و در ر ُم نوشته شده است. لوقا پزشک بود و انجیل او به روایت پولس است. این سه انجیل یک نسل بعد از به صلیب کشیدن عیسی نوشته شده و انجیل یوحنا چند گاهی دیرتر نوشته شد.)
 در سرتاسر اروپا فئودالیزم نه به عنوان یک نظام بلکه به عنوان یک روند اجتماعی گسترده بود، اما در همه جا به یک صورت عمل نمی کرد به همین سبب هم تعریف روشن برای فئودالیسم که دربر گیرنده ی همه ی نظام های زمینداری و مالکیت عمده ی زمین و رعیت داری باشد، نمی توان به دست داد. به هر حال بزرگ مالکی در اروپا بر اثر عدم امنیت و یورش اقوام و قبایل اروپایی و نیز کمبود امکان بازرگانی و مبادله کالا بصورت طبیعی، پدید آمد و گسترش یافت.

    نظام فئودالی در اروپا چنین نموداری داشت .

خدا ــــــ سلطان ـــــــ دوک. 
بارون، هر، سینیور ـــــ 
اربابان درجه یک ـــــ 
اربابان درجه دو ـــــ 
شوالیه ها ـــــ 
دهقانان ــــــ 
(آزاد ها) و (سرِف ها)

در نظام فئودالیته، گروهی از کشاورزان را اصطلاحن سرو یا سرِف می گفتند. اینان با بردگان هیچ تفاوتی نداشتند. چرا که نقش فعالیت های هر دو دسته یکی بود. یعنی هم برده در اقتصاد کشاورزی بر روی زمین کار می کرد و به تولید محصولات کشاورزی می پرداخت و هم سرف. از نظر حقوقی تفاوتی که بین آن ها بود در شیوه ی استفاده از زمین بود. برده هیچ حقی از محصول نداشت. دسترنج او متعلق به ارباب بود. اما سرف از آزادی بیشری برخوردار بود. سرف در زمین ارباب کشاورزی می کرد و زمین در اجاره او بود و تا زمان که اجاره ی سالانه را به صورت نقدی وجنسی می پرداخت می توانست از زمین استفاده کند. اما فاقد آزادی شخصی بود و حق نداشت بدون اجازه ی ارباب روستا را ترک کند. حق نداشت بدون اجازه ارباب ازدواج کند. و ارباب هر رقت مایل بود می توانست او را از زمین خود بیرون کند. بیگاری در مزارع، تهیه ی شراب برای ارباب، تمیز کردن خندق ها ، تعمیر پُل ها بعهده ی سرف ها بود.

مردمان قرون وسطا، قربانیان بربریت و سپس فاتحان بربریت و پس از آن بانیان تمدن نوین بودند. طی قرون وسطا، بازرگانی، منشور آزادی شهری، نظام هیئت منصفه و قوانین دریانوردی پدید آمد. دربار های پادشاهی و سازمان های اداری شکل گرفت و تکامل یافت. فئودالیزم در بخشی از اروپای غربی به صورت های مختلف خود نمایی کرد. انواع مالکیت های زمین و اراضی بایر و دایر پدید آمد. راه های روستایی و شهری ساخته شد. روابط اقتصادی و بازرگانی، نخست صرافی ها و سپس بانک ها را پدید آورد.

        سده های میانه از اختراع بی بهره نبود، شیشه برای پنجره ها اختراع شد. قطب نما به عنوان یکی از وسایل مهم هدایت کشتی ها مورد استفاده قرار گرفت (قطب نما را نخست چینی ها اختراع نموده بودند)  
جغرافیا شناختی پیشرفت نمود و سرزمین های تازه ای کشف شد. دریانوردان به سرزمین های دور دست رفتند. دیاز از مردم پرتغال به دماغه ی امید رسید. کریستف کلمب در سال (۱۴۹۲) جزایر آنتیل را کشف نمود و اسکو دوگامای پرتغالی در سال (۱۴۹۷) از جنوب آفریقا به هند راه یافت. ماژلان اسپانیایی در سال (۱۵۱۹) از جنوب آمریکای جنوبی به فیلیپین رسید و اینگونه برای بار نخست زمین دور زده شد. اختراع باروت به آتش بازی رونق بخشید و سلاح ها گرم ساخته شد و تیر و کمان به کنار رفت. گلوله های توپ از (۱۴۰۰) میلادی به بعد مورد استفاده قرار گرفت. گوتنبرگ در (۱۴۵۷) نخستین چاپ کتاب مقدس را انجام داد.

      میراث فرهنگی سده های میانه، مسیحیت و پدیده های بر انگیخته شده از آن بود. کلیسا با کشتار بسیاری از اقوام وحشی را رام کرد و به خدا شناسی خواندشان. اختلاف مذهبی و شکاف در تفکر دینی و پدید آمدن فرقه های گوناگون اعتبار مذهب را از بین بُرد. اندیشمندان و نویسندگان کم کم دانش کلیسایی را ترد و رد کردند و یا به آن کم اعتنا شدند و حقیقت را در آثار گذشتگان و مردم روزگار باستان جسُت و جو کردند و فرهنگی نو پدید آوردند. اومانیسم از پُشت پرده ی زمان ظاهر شد. دانته (۱۲۶۵ تا ۱۳۲۱)، پتراک (۱۳۰۴ تا ۱۳۷۴) و بوکاچیو (۱۳۱۳ تا ۱۳۷۵) هرکدام به گونه ای تبعضات، ناملایمات ومخامصات زمانه ی خود را مشاهده کردند و در آثار خود به تصویر کشیدند.

     دانته در کمدی الاهی ، پتراک در سروده های عاطفی و عامیانه و بوکاچیو در دکامرون. و نهایتن مارتین لوتر (۱۴۸۳ تا ۱۵۴۶) به اصلاح مذهبی پرداخت و پروتستان، شاخه ای در دین مسیحیت را بوجود آورد و بدین گونه زمینه های رنسانس فراهم شد.  
   
رنسانس (Renaissance)

رنسانس یا تجدید حیات و نوزایی به تغیراتی گفته می شود که در زندگی علمی و ادبی مردم اروپا از نخستین روزگاران سده ی پانزدهم پدید آمد و فکر و باور، آداب و رسوم درونی زندگی اروپائیان را دگرگون ساخت.
در دوران سده های میانه کمال بشریت در توجه به سعادت اخروی بود. زندگی زودگذر در این دنیای خاکی منزلی بود برای گذر و رسیدن به آن دنیایی جاوید و برخوداری از موهبت های آن. از این جهت کسی نباید بدین دنیا و زندگانی زودگذر دل ببندد و عمر خود را نباید صرف کشف عجایب و بدایع جهان گذران کند. فتوا و حکم پاپ در همه ی امور عقلی و اخلاقی قاطع بود و هرکس در مخالفت آن سخنی می گفت به کفر و زندقه متهم می گشت و زنده در آتش می سوخت.  

دانشمندانی که از قسطنطنیه گریخته بودند کتاب های یونانی و رومی را با خود به ایتالیا آورده و به آموزش پرداختند. ذهن و ذوق مردم به سوی گذشته های یونان باستان گرایش پیدا کرد، از سوی توجه به شخصیت آدمی و این که انسان می تواند بر قله های رفیع دانش دست یابد در مردم اورپا تقویت شد. به انسان و مقام انسانیت ارج نهاده شد، دانشمندانی که خود را انسان باور (Humanist) می خواندند کوشیدند تا در همه چیز دانا شوند، به اسرار گیتی پی ببرند و رمز وراز بسیاری از پیچیدگی های حیات بشری و پیچیدگی های ذوق و ذهن و درون انسان را بیابند.

نهضت دیگری که در تجدید حیات علمی اروپا مؤثر بود اصلاح کلیسا در کشور های اروپایی چون سویس، آلمان، و انگلستان بود که قدرت مطلق پاپ را به عنوان پیشوای روحانی عالم مسیحیت متزلزل ساخت و باعث ایجاد فرقه ی پروتستانت شد.
اصطلاح رنسانس را برای نخستین بار (یاکوب بوکهارت) در سده ی نوزدهم در کتابی بنام رنسانس بکار برده است. و کار برد آن در حقیقت علاقه ای به بازگشت به دوران یونان باستان در هنرمندان و روشنفکران و به تبع آن در مردم پدید آمده بود.
عوامل اثر گذار در پدید آمدن رنسانس، به عنوان نوزایی فرهنگی و تحول فکری را می توان در چند نکته کوتاه بگونه ی زیر بیان داشت.

  ۱ـ کشف سرزمین های جدید، حضور مارکوپولو در خاور زمین و شناخت آداب و رسوم مردمان سرزمین های ناشناخته کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمب و واسکودوگاما.
  ۲ـ پیشرفت علمی در زمینه های پزشکی، ریاضی، فیزیک، نجوم و ستاره شناسی، انتشار دیدگاه های نیوتون، اکتشافات گالیله، کوپرنیک و کپلر در ستاره شناسی و جهان سیاره ها.
  ۳ـ گسترش صنعت چاپ و تعدد کتاب های چاپی، بیشتر شدن افراد کتابخوان، ترجمه ی کتاب ها و بویژه کتاب مقدس که دید مردم را نسبت به دین روشن تر کرد.
  ۴ـ اومانیسم (Humanism) که بر احیایی ادبیات کلاسیک یونان و روم باستان صحه می گذاشت و توجه به انسان و انسانمداری را در نظر داشت و تفکر فلسفی که ناشی از توجه به اصالت فرد است، در این دیدگاه توصیه می کرد.
  ۵ـ انسان اروپایی در این دوره آموخت که آنچه را نمی داند بپرسد و بیآموزد. شوق فراگیری، یاد گیری و پرسشگری را تقویت و پرسش های بیشماری را که سده ها بود ناپرسیده مانده بود، امکان مطرح کردن یافت  و بخود حق داد حتا پیرامون دین و مذهب و منشأی حیات آنچه در ذهن دارد بیان کند.
  ۶ـ واکنش های گاه شدید در برابر کلیسا و اصحاب آن، برخورد های عجیبی در پی داشت که گاه به ارتداد و خروج از دین منجر می شد، اصلاح دینی و ایجاد مذهب پروتستان توسط مارتین لوتر از جمله واکنش های بود که در برابر اصحاب کلیسا صورت گرفت. 

یکی از گنجینه های که در این زمان تمدن اروپا را غنا بخشید، هنر و ادب کلاسیک بود. آثار هنری یونانی ـ رومی و کُتب ارزشمند بسیاری که از دل تاریکی هزارساله بیرون می آمد و بازگشت به فرهنگ و ارزش های باستانی گذشته یونان را زنده می کرد، نخست در ایتالیا و بعد ها به سرزمین های دیگر اروپا گسترش یافت و پایه های تمدن امروزین اروپا را بنا نهاد. و در سده های بعدی با ایجاد مدرنیته وپیشرفت های علمی ـ صنعتی و توانمندی انسان، شکوه و بزرگی ادب، هنر، فرهنگ را در عرصه های گوناگون مکاتب ادبی اروپا برگرفته از ادبیات کلاسیک یونان و باورمندی های خردمندانه تحولات چشمگیری را با خود به یادگار گذاشت. 

.....................................
بخش پنجم


ایتالیا، فرانسه و آلمان 

زبان لاتین، زبان علمی اروپا بود. همه کتاب ها در همه ی زمینه ها به زبان لاتین نوشته می شد. از حدود قرن سیزدهم به بعد، علاوه بر زبان لاتین، زبان های محلی هم مورد توجه قرار گرفت و کتاب ها به زبان های محلی در فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، انگلستان و آلمان نوشته شد. و به این ترتیب انواع ادبی در این سرزمین ها پدید آمد. ادبیات این دوره در وهله نخست ادبیات مذهبی گسترده بود. خوانندگان و نویسندگان اکثر روحانیان و دوستداران مذهب بودند. از سوی دیگر شوالیه گری که مرسوم سده های میانه بود نیز موجب پدیدآمدن نوعی ادبیات با رویکرد شوالیه گری بود.

ایتالیا
در اواخر سده های میانه که اروپا آماده ی تحول و دگرگونی و به نوعی نوزایی می شد، ایتالیا تمدن و فرهنگ خود را نشان داد. زبان ایتالیایی برگرفته از زبان لاتینی است. تکامل زبان لاتینی و تبدیل آن به زبان ایتالیایی در درازای زمان صورت گرفت. بسیاری از نویسندگان ایتالیا آثار خود را به زبان لاتینی نوشتند، از آن رو که زبان لاتینی در سرزمین های مثل فرانسه، آلمان و اسپانیا دوستداران و طرفدارانی داشت که با آن می خواندند و می نوشتند. در عین حال اشعار غنایی زیبایی از شاعران و نویسندگانی چون: گوئید و دل کولونه، گوئید و کاوالکانتی و چینوا پیستویا، برجای مانده است و نیز از برنتو لاتینی دایرة المعارف و منظومه ی گنجینه در دست است. 

       آن چه موجب پیداش ادبیات ایتالیا شد منظومه های (تروبادورهای پرووانسی) بود که به دربار فردریک می فرستادند. فردریک در آپولیا حکومت می کرد و دربار او مهد شاعران بود و از این طریق بود که چکامه سرایان مزبور نفوذ خود را در لاتیوم، توسکان و لومباردی پراکنده ساختند. فرزندش مانفرد، همچنان شعرا را گرامی می داشت و تشویق می کرد و غزلیاتی می سرود که دانته از آن ها تعریف کرده است. 

        این شور و عشق افلاتونی بود که بر اثر اتحاد شرین نو نام نهادند. شعرای ایتالیایی به عوض شهوت پرستی و لذت جسمانی که بدون هیچ ریایی در چکامه های خنیاگران پروونساال وجود داشت، واقعن یا ظاهرن دنبال عشقی رفتندمعنوی؛ زن را مظهر زیبایی مطلق و مجرد یا نشانه ای از فلسفه یا عقل ربانی شُمردند و به چنین پنداری انتزاعی دل باختند.
            …. گروهی از خنیاگران دانشمند مکتب نوی بنیان نهادند. گویدوگوئینیتسلی (۱۲۳۰ تا ۱۲۷۵) اهل بولونیا، که دانته با درود فراوان او را پدر ادبی خویش خواند، فلسفه ی نوین عشق را در کانتسونه ی معروفی (برگرفته از واژه کانتسو پروونسال؛ به چم غزل) به رشته نظم کشید.
با این همه ادبیات ایتالیا، در سده های میانه به دانته تعلق دارد. در حقیقت اوست که ادبیات سده های میانه ایتالیا را ارزش و اعتبار بخشیده است.

فرانسه

سده یازدهم سده گسترش فئودالیزم (بزرگ مالکی) و شوالیه گری (Chivalry) است. سده دوازدهم نهایت قدرت، شهرت و گستردگی شوالیه گری و بزرگ مالکی و پس از آن کم اثر شدن و به خاموشی گرائیدن آن می باشد. جنگ های صلیبی از یک سو و هرج و مرج و بی ثباتی از سوی دیگر قدرت فئودال ها و اشراف را کاهش می دهد. شهر نشینی و تمدن شهری رونق می گیرد، با آنکه جنگ های صد ساله میان فرانسه و انگلستان اندکی این مهم را به تأخیر می اندازد، اما بازرگانی در پایان جنگ رونق می گیرد.

           « در این دوران در پی نفوذ کلیسا و فئودالیزم سه نوع نگارش بوجود می آید: زندگینامه قدیسان، آثار مذهبی لاتینی نو و منظومه های شانسون دوژست (رمان های منظوم و اشعار غنایی). کیفیت بالا و عالی منظومه های شانسون دوژست منتقدان را بر آن می دارد تا این دوره را عصر زرین ادبیات فرانسه بنامند.» ادبیات سده سیزدهم را رمانس ها و گاه طنز پُر می کند.

شانسون دوژست (Chanson de Gest) یا ادبیات فئودالیزم، عبارت از نود و پنج سرود یا منظومه به شیوه ای که ضمن بررسی و بیان شرح حال قهرمانان سده های پیشین، شجاعت، مقاومت و تواضع را توصیه می کند.
(رمانس Romance) نوع دیگر ادبی است که در درازای سده های میانه جاذبه ای چشمگیر داشت و در فرانسه از اقبال برخور دار بود. 
«واژه ی رمانس به چم شعر یا داستانی است که به جای زبان لاتینی به یکی از زبان های بومی رومیایی نوشته شده باشد و از این رو به تلویح می توان در یافت که چندان رنگ جدی و عالمانه ندارد. اما این واژه در آوان نخست رواج خود، معنایی یافت که به صفت و کیفیت اصلی آن، (عشق) به عجایب و غرایب دلالت می کرد. رمانس ها به حماسه های بلند و در عین حال پُربار هومر شباهتی نداشتند. منظومه هایی بودند بسیار بلند اما پریشان و پراکنده و سخت متناسب با ضرب آرام و کند سده های میانه.» 
     در منظومه ی رمانس، اگر قهرمان به لحاظ مرتبه برتر از دیگر انسان ها و میحط خویش باشد، قهرمانِ نوعیِ رمانس است و اعمال او شگفت انگیز است ولی خودش در مقام انسان شناخته می شود. برای مردمان سده های میانه که از جهان بی خبر بودند هرقصه ای می توانست پُرجاذبه و شگفت انگیز باشد، از این روی به رمانس ها که از سرزمین های ناشناخته سخن می گفت و هم و باعث شگفتی می شد با رغبت و میل گوش فرا می دادند و به هیجان می آمدند. بدین ترتیب رمانس تروا، رمانس تب، رمانس انه اَس، رمانس گُل سرخ و …. بسیار مورد توجه قرار گرفت.

رمانس تروا (The Romance of Troy) اثر (بنوا دوسنت مور) که حدود سال (۱۱۶۵) سروده شد، از جمله رمانس های مشهور و بزرگ ادبیات فرانسه است. این منظومه تحت تأثیر نوشته های هومر و آثار منسوب به (دارس فریگیایی) نویسنده ی کتاب « شرح انهدام تروا» پدید آمده است. «رمانس تروا ، در واقع فرهنگ اروپایی را بار دیگر با تاریخ افسانه های کلاسیک آشنا کرد. کار اصلی و اساسی آن رابطه ای میان اساطیر یونانی ـ رومی و سده های جدید است. » 
رمانس گل سرخ از جمله آثاری است که خواندن آن برای شناخت ادبیات سده های میانه ی اروپا توصیه شده است. رمانس گل سرخ، حکایت عشق دو دلداه است. عشق شور انگیز و رمانتیک شوالیه ای جوان به دختری زیبا که «رز» نام دارد. این رمانس از جمله رمانس های تمثیلی است که ترس، شرم حسادت و … نگهبانان رز(گل سرخ) هستند…. در رمانس گل سرخ همه ی فلسفه ی عشق سده های میانه مستتر است. همچنان که در کمدی الاهی دانته همه ی فلسفه ی مسیحیت  مستتر است.

آلمان

ترجمه ی کتاب مقدس اثری است بازمانده از سده های میانه در آلمان. ادبیات سده های نخستین آلمان به ادبیات گوتیک معروف است. الفبای گوتیک ترکیبی از حروف یونانی و رومی و رونی (Runes) است. از ادبیات آلمان سرود لودویک، حماسه های درباری، منظومه های شوالیه گری و اشعار مردم پسند قابل بحث است.
 حماسه های درباری برای اشراف و شاهزادگان سروده می شد. این اشعار زبانی فاخر و آراسته به صنعت با استفاده از واژه های زبان های دیگر به ویژه زبان فرانسه داشت. سرایندگان حماسه های درباری با تقلید از پیشینیان، حماسه های خود را سروده اند. (هارتمان فون اوئه ۱۲۱۵ م) حماسه ی ارک (Erec) را بر اساس رمانی از کرتین دواتر، (ولفرام فون اشتنباخ حدود ۱۲۲۰ م) سراینده منظومه هایی از حیات شوالیه ها سروده اند.
اشعار مردم پسند، بیشتر به وسیله ی شوالیه ها سروده و رایج شده است. مضامین آن ها گاه جنبه ی تاریخی داشت و یا از شخصیت های تاریخی نام برده می شد. 
سرود نیبلونگن یکی از آن هاست . این منظومه هم از دید محتوا و هم از دید قالب و زبان ضعف های دارد. اما با ظرافت ترکیبی است از داستان پریان و تاریخ و اساطیر و افسانه هایی که برای پادشاهان ساخته اند. در این منظومه آداب و عادات مردم توتونی نژاد (Teutonic نژاد قدیم آلمان) گنجانیده شده است.

         اشعار غنایی آلمان را مینه زانگ گویند به چم آواز عاشقانه. در این نوع ادبی شعر های مربوط به عشق ، توصیف طبیعت، وطن دوستی و احساسات دیگر نیز قرار می گیرد. تعداد زیادی از این نوع شعر از سرایندگان متعدد در دست است. والترفون دِر فوگلوید(۱۱۷۰ تا ۱۲۳۰م) یکی از آنان است. او را توانا ترین شاعر غنایی سده های میانه می دانند. شعر های او علاوه بر سادگی از آرایه های ادبی نیز سرشار است و موضوع های مانند عشق و آواز و رقص و عواطف ظریف بشری در آن دیده می شود.


 باروک
هنر سده های هفدهم و هژدهم را اصطلاحن هنر باروک نامیده اند. منشأ واژه باروک به درستی معلوم نیست؛ شاید از واژه ی پرتغالی (barroco) به چم مروارید نامنتظم گرفته شده باشد. این واژه را نخست برای معماری دوره رنسانس به کار می بردند و منظور نشان دادن حقارت آن بود. در حقیقت باروک یک واژه ی حقارت آمیز بود. منتقدان سده های نوزدهم، معماری دوره رنسانس را منحط، نمایشی، عجیب و غریب و دارای آرایش های اضافی می دانستند و آن را باروک می نامیدند پس از مدتی واژه باروک برای هنر بکار گرفته شد و مفهوم حقارت آمیز را از دست داد، زیرا گروهی از منتقدان بر این باور بودند که بین سبک باروک و سبک رنسانس تفاوت های اساسی وجود دارد. یکی از دلایل آن ها پویایی سبک باروک و ایستایی سبک رنسانس بود.
       عصر باروک، همچون هنری که از دل آن پدید آمد، عصری گونا گون و پُر دامنه و پویا، درخشان و رنگارنگ، نمایشی و پُرشور، احساسی و خلسه آور، پُرشکوه و مسرف، نوجو و هنر دوست بود.
عصر باروک، عصر انبساط در پی عصر اکتشاف بود. و انبساط این عصر نیز به کشفیات باز هم بیشتر انجامید. نیرو های ملی، کره خاکی را تسخیر کردند. گسترش طلبی یا انبساط باروک، در مفاهیم علم نجوم و فیزیک نوین گالیله، کپلر و نیوتن از مرز های کره ی خاکی در گذشت. ثابت شد حرکت شتابان اجرام آسمانی و سیبی که از درختی به زمین می افتد، تابع قوانین مکانیک ثابتی هستند. میدان دید آدمی گسترش یافت و فضا های ماکروسکوپی اجرام آسمانی و فضاهای میکروسکوپی سلول را در بر گرفت. در عصر باروک علاقه عجیبی به فضای بیکران دیده می شود. پاسکال اعتراف کرد که «سکوت این فضاهای بیکران، مرا به هراس می اندازد.» نور به همان اندازه ذهن انسان عصرباروک را به خود جلب کرد که هزاران سال به عنوان خورشید خدای گونه یا حقیقتِ روح القدس پنداشته و پرستیده می شد، این زمان پدیده ای فیزیکی می شود که به صورت امواج، در «فضای نامتناهی» پاسکال انتشار می یابد و با استفاده از یک منشور می توان آن را شکست و رنگ هایش را دید.

باروک عصر تئاتر هم است عصری که شکسپیر آینه ای در برابر طبیعت قرار می دهد تا روشنی و تاریکی را به آدمیان بنمایاند. از این راه است که تراژیدی و کمدی، با تعریف و برداشتی نو به دست شکسپیر از نو زاده می شود. در این دوره است که ادبیات زبانی غنی و بارور می یابد و می تواند به تلطیف روح بشر بپردازد. نویسندگان باروک در نوشتن از صنعت تکرار استفاده کردند. تکرار با آوردن واژگان و الفاظ مترادف، قرینه سازی نیز یکی از آرایه های سخن نویسندگان باروک بود.
        اگر باروک به چم مروارید نابه هنجار است، هنر باروک نابه هنجار نیست. در هجو و طنز مودبانه است. تراژیدی هایش پُرشور اما مطمئن است. بزرگترین هنرمندان شاخص باروک عبارت اند از:
در نقاشی ال گرگو، پوسن، تیسین، روبنس، ورونز ….؛  در معماری  آدام، برنینی، کوریگرا، وان کورنی، راسین….؛ در موسیقی اسکارلاتی، باخ، لولی، مونته وردی، هندل…؛ در تراژیدی کورنی، راسین..؛ در هجو بوالو، سوئیفت، پوپ، درایدن..؛ در سخنوری بوسوئه..؛ در اُپرا پرسل..؛ در شعر گونگورا..؛ در تراژیدی اُپرایی متاستاسیو  و در کمدی مولیر.